خانه / ثقلین / انسان و برزخ

انسان و برزخ

limbo-shia -zorrieh.ir

برزخ چیست؟
برزخ فاصله میان مرگ تا قیامت كبراست. از این رو به این فاصله زمانی برزخ گفته اند كه حایل میان دو نشئه و دو نوع مختلف از زندگی است: زندگی دنیایی كه ویژگی های آن را همه ما می شناسیم و زندگی آخرتی كه در تبیین قرآنی زندگی ای است كه جسم و ماده در آن معنا و مفهوم دیگری می یابد؛ زیرا قرآن بیان می دارد كه در قیامت، زمین و آسمان به زمین و آسمانی دیگر تبدیل می شود: یوم تبدل الارض غیرالارض و السموات.
قرآن بیان می كند كه در آن نشئه و زندگی، هوا چنان معتدل است كه از خورشید سوزان و یا سرمای سوزناك خبری نیست. میوه ها و خوراك های آنجا هرچند در برخی موارد شباهت هایی با این دنیا دارد ولی هم مانند دنیا می باشد و هم شباهتی ندارد. نوعی بقا و پایداری است كه در دنیا مفهومی ندارد. در سوره های واقعه، انسان، قیامت، تكویر و بسیاری از سوره ها و آیات به مسأله ویژگی های آخرت پرداخته شده است.
اما برزخ چگونه نشئه و دنیایی است؟ به نظر می رسد كه به خاطر حایل بودن، می بایست از ویژگی های دو نشئه دیگر برخوردار باشد. به این معنا كه برخی از خصوصیات دنیایی مانند رشد و تكامل و بهره مندی از آن در این زندگی می بایست وجود داشته باشد، چنان كه می بایست از نوعی ویژگی قیامتی نیز برخوردار باشد. عالم برزخ از آن جایی كه، عالم دیگری است می بایست از خصوصیات خاص خود نیز برخوردار باشد. انسان هایی كه در برزخ هستند نه اهل دنیا هستند و نه اهل آخرت. این عالمی است كه قرآن به صراحت به وجود آن اذعان كرده است.
در تبیین قرآنی، كسانی به این عالم برزخ می روند كه به مرگ طبیعی و یا اختیاری از این زندگی دنیایی بیرون رفته باشند. (مؤمنون آیه ۲۳) این عالم تا زمانی برقرار است كه رستاخیز برپا نشده باشد. با برپایی قیامت، نشئه دنیا و نیز برزخ پایان می یابد.
● مرگ طبیعی یا اختیاری
این كه گفته شده كسانی به عالم برزخ می روند كه به مرگ طبیعی و یا اختیاری دچار شده باشند، به این معناست كه انسان می تواند به شكلی به این عالم برزخ وارد شود؛ زیرا عالمی است كه در حال حاضر موجود است و انسان به آن رفت و آمد دارد؛ در بیان قرآنی آمده است كه انسان هرگاه به خواب می رود جانش را خداوند می ستاند؛ در این زمانی كه جانش ستانده می شود به عالم برزخ می رود؛ زیرا در این حالت انسان به نوعی مرگ می رسد كه از آن به مرگ ناپایدار می توان تعبیر كرد.
توفی و یا مرگ كامل آن است كه روح از تن بیرون رفته دیگر بازنگردد. این، نوعی رفت و آمد انسان به عالم برزخ است. ولی نوعی دیگر نیز وجود دارد كه آن مرگ اختیاری است. فرد عارف كامل می تواند با اراده خویش، روح را از تن بیرون برد و به عالم برزخ وارد شود و سپس با اراده خود كه در طول اراده الهی و به سخن دیگر اذنی خداوند است به تن بازگرداند. این مرگ اختیاری از آن همه نیست و تنها كسانی به آن دست می یابند كه تقوای الهی پیشه كرده و مقامات انسانی را به تمام و كامل طی كرده باشند. در این حالت است كه روح، این امكان را می یابد كه از این نشئه به نشئه برزخ برود و بازگردد. البته رفتن انسان كامل به عالم برزخ و یا دیگر عوالم امری عادی است؛ زیرا انسان كامل حافظ همه حضرات (عوالم پنچ گانه) است و در همان حال كه در عالم دنیاست در عالم برزخ و یا عوالم دیگر الهی سیر می كند و تا مراتب وجودی امكانی و كاملی خود پیش می رود.
درباره مجرمان و تبهكاران و طاغیان نیز بیان می دارد كه ایشان در عذاب برزخی گرفتارند و شبانه روز معذب هستند و وضعیتی سخت و دشوار را تا روز رستاخیز تجربه می كنند: مما خطیئاتهم اغرقوا فادخلوا نارا؛ به جهت گناهانشان غرق شدند پس در درون آتش درآیند. (نوح آیه۲۵) این آتش دوزخ برزخی غیر از آتش دوزخ قیامت است. قرآن درباره وضعیت فرعون بیان می كند كه هم اكنون هر بامدادان و شبانگاهان آتش بر او عرضه می شود و او را به آتش عذاب می كنند.
به هر حال انسان پس از مرگ به جهانی می رود كه آن را جهان برزخ گفته اند. در آن جهان تا روز رستاخیز زندگی می كند و از نعمت های بهشتی گونه و یا عذاب های دوزخی گونه بهره مند می شود.

از آن جایی كه برزخ جهان تكامل و رشد و بالندگی است، انسان از فواید باقیات صالحات و كارهای پسندیده و اعمال نیك خود بهره مند می گردد و از عذاب او كاسته می شود و راه رشد و بالندگی را طی می كند. اعمال نیك فرزندانش به او بهره می رساند و دستگیر او می گردد و بر كمالاتش افزوده می شود. چنان كه اگر اعمالی بد و زشت برجا گذاشته باشد از آن نیز بهره مند می گردد و بر عذابش افزوده می شود. از این روست كه گفته اند كارها و سنت های زشت و پسندیده برای آدمی در دنیا و برزخ و آخرت اثر دارد.

صادق كریمی
روزنامه کیهان

درباره سرباز گمنام

موارد جالب

sms-martyrdom-of-imam-ali-and-grand-night-2

هیچ عذری پذیرفته نیست

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : جبرئیل نزد من آمد ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *